على محمدى

46

شرح اصول استنباط ( فارسى )

باب معاملات بر اين مبحث ثمره‌اى مترتب نيست و يا بسيار نادر است « 1 » لذا مصنف متعرض آنها نشده و تنها نزاع را در الفاظ عبادات طرح كرده و اصل بحث در اينست كه آيا الفاظ و اسامى عبادات از قبيل صلوة - صوم و حج و . . . وضع شده‌اند و حقيقت هستند ( لا فرق كه به نحو تعيينى باشد و يا تعيّنى ) درخصوص عبادت صحيحه ( عبادتيكه جامع همهء اجزاء و شرائط باشد ) و استعمالشان در عبادت فاسد ( يعنى عمليكه فاقد جزئى از اجزاء يا شرطى از شروط معتبره است ) به نحو عنايت و مجاز و به علاقهء مشابهت ( ميان عمل صحيح و فاسد مشابهت وجود دارد ) است ؟ و يا حقيقت هستند در اعم از صحيح و فاسد يعنى وضع شده‌اند براى يك معناى كلّى و قدر جامع كه هم بر صلوة صحيح صادق است و هم بر فاسد و صدق آن بر هر دو حقيقت است ؟ ( دو نكته : 1 - قدر جامع بعدا بيان خواهد شد 2 - اعم از صحيح و فاسد هم مراتبى دارد كه همهء آنها مراد نيست فى المثل نمازى كه تنها قيام دارد يا تنها ركوع دارد حتّى بنابر قول ثانى هم نام او صلوة نيست پس بايد حدّاقل اسكلت و پيكرهء عمل باشد . . . ) در مسئله دو نظريه مطرح است : 1 - گروهى قول اوّل را برگزيده و به صحيحيون معروف هستند از قبيل مرحوم آخوند و . . . 2 - و گروهى قول ثانى را پسنديده و به اعميون شناخته شده‌اند مثل مرحوم مظفّر و . . . عقيدهء جناب مصنف اينست كه الفاظ عبادات براى خصوص عبادت صحيحه وضع شده‌اند و اگر در بعض موارد در فاسد استعمال مىشوند مجاز و بعلاقهء مشابهت است ولى قبل از بيان نظريه خودشان اوّل ادلّه صحيحىها را نقل مىكنند و سپس ادلّه اعمىها را بيان مىكنند و سپس قول خود و دليل خودشان را

--> ( 1 ) - به بيانى كه در شرح اصول ، ج 1 ، صفحهء 107 ، آورده‌ام .